خرید بک لینک

درباره سایت

جزیره

امکانات وب

1 مظلومم... وطن زخم خورده دلشکستهم، برای تو مینویسم.

 هزار غم و درد از تو توی دلم دارم و نمیدونم باید از کدوم بگم. تو خاکی هستی که مهد تولد من و خواهر و برادرهای منی، شاید مثل مادرمون... .
هرچند که من چندان به مفهوم وطن اعتقاد ندارم و مرزها رو ساخته و پرداخته سیاستمدارا میدونم که در طول تاریخ هر کس زورش بیشتر بوده زمین بیشتری برای خودش برداشته و بعدها هم حکومتها برای منافع خودشون زمین خدا رو بین خودشون سهمبندی کردهن و بین آدما مرز کشیدهن، ولی به هر حال دلبستگی احساسیای که نسبت به تو دارم رو نمیتونم کتمان کنم.
این روزها بیشتر از همیشه برات غمگینم و در عین حال برای اولین بار توی عمرم به طور جدی به ترکت فکر میکنم. میدونم که فعلا این امکان برام نیست و محکوم به موندنم ولی اگر میتونستم شاید میرفتم که کمی از این حجم غصه و اندوه و فلاکت دور بمونم و خاری این روزهات رو به چشم نبینم. که نبینم اجانب چطور به جونت افتادهن و دارن غارت و ویرانت میکنن. هرچند به قول حامد اسماعیلیون ما خاورمیانهایها هرجا بریم گذشتهمون دنبالمونه، چه برای بقیه که به چشم یه عقب افتاده یا تروریست بهمون نگاه میکنن، چه برای خودمون که هی یاد کوچه پسکوچهها و خاطرههای وطن کنیم و حیران بمونیم بین این دوگانگی خواستن و نخواستنت!
این روزها مارها و عقربها و دیوهای خبیث روی تو چنبره زدهن و از نفت تو و 1 ما مثل زالو میمکن، و ما همچنان سعی میکنیم که به آخرین تیکهپارههای فرهنگ و هویت ایرانیمون چنگ بزنیم، حفظش کنیم و بهش افتخار کنیم.
با همه قلبم برات روزای روشن آرزو میکنم. روزایی که توی ذهنم پر از نور و رنگ و شادیه، روزایی که اسم ایران همهمون رو یاد همون شکوه بندازه و دیگه هیچ ایرانیای به جرم فرزند تو بودن آواره و بیخانمان نشه. روزایی که شاید خیلی دور نباشه و ما هنوز بتونیم جوانی کنیم. که بتونیم تو رو با همه رودخانهها و دریاها و کوهها و جنگلها و حتی بیابانهات به باشکوهترین حالتی که میشه تصور کرد برسونیم. تو رو شاد و فرزندانت رو خوشبخت و خندان میخوام... همونطور که همه جهان رو اینطور میخوام. 
اگر میشد در آغوشت میگرفتم و میگفتم که 《دوستت دارم ایران من.》

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:42

صفحه بندی